فصلنامۀ علمی - پژوهشی غالب
https://ghalibqjournal.com/index.php/ghalibqjournal
<p><strong>محل نشر:</strong> افغانستان</p> <p><strong>آغاز نشر:</strong> خزان ۱۳۹۱</p> <p><strong>ناشر:</strong> پوهنتون غالب</p> <p><strong>محدودۀ جغرافیایی:</strong> بینالمللی</p> <p><strong>توالی نشر:</strong> فصلنامه (حمل، سرطان، میزان، جدی)</p> <p><strong>درجۀ علمی:</strong> علمی - پژوهشی</p> <p><strong>موضوعات:</strong> علوم اجتماعی (حقوق، علوم سیاسی و روابط بینالملل)</p> <p><strong>دسترسی آزاد و رایگانِ کاملمتن:</strong> بله</p> <p><strong>زبان نشر:</strong> فارسی و پشتو (باچکیدۀ انگلیسی) و انگلیسی. </p> <p><strong>سیاست فصلنامۀ غالب در مورد رعایت حقوق مؤلف و سرقت علمی: </strong>فصلنامۀ علمی - پژوهشی غالب، جهت حفظ حقوق مؤلف و پرهیز از سرقت علمی، تمام مقالاتِ دریافتی را قبل از داوری، از طریق سامانۀ مشابهیاب متون <a title="سامانه مشابهیاب متون سمیم نور" href="https://www.samimnoor.ir/view/fa/Default/%d8%b5%d9%81%d8%ad%d9%87-%d8%a7%d8%b5%d9%84%db%8c?ID=1&LID=1">سمیم نور</a>، بررسی میکند؛ مقالات با بیش از ۳۰ درصد مشابهت، قابل پذیرش نیست و رد میگردد. </p> <p>فصلنامۀ علمی - پژوهشی غالب، با جواز رسمی از وزارت تحصیلات عالی افغانستان، از خزان ۱۳۹۱، در دو حوزۀ علوم طبیعی و علوم اجتماعی، مقالات علمی - پژوهشی نویسندهگان کشور و خارجی را چاپ و نشر مینمود؛ و از شمارۀ زمستان ۱۴۰۱، تنها مقالات علمی - پژوهشی را در حوزۀ علوم اجتماعی (با تمرکز بر حقوق و علوم سیاسی، ادبیات، اقتصاد و مدیریت، جامعهشناسی و شرعیات و علوم اسلامی) منتشر مینمود. این نشریه از شمارۀ زمستان ۱۴۰۳، محدودۀ موضوعی خود را به حقوق، علوم سیاسی و روابط بینالملل کوچک نمود. اینک این نشریه (غالب) به عنوان مجلۀ بینالمللی مطالعاتِ حقوقی، سیاسی و روابط بینالملل شناخته میشود. این نشریه دارای شماره استاندارد بینالمللی آنلاین (۶۴۴۱-۲۷۸۸) و چاپی (۴۱۵۵-۲۷۸۸) است و تمام قوانین و مقررات انتشار مقالههای علمی - پژوهشیِ داخلی و بینالمللی را رعایت مینماید.</p> <p>فصلنامۀ علمی - پژوهشی غالب، از سوی پوهنتون/ دانشگاه غالب به نشر میرسد و از جمله نشریات با دسترسی آزاد است. همه نویسندهگان و دستاندرکاران این مجله، ملزم به رعایت اصول اخلاقی نشر میباشند.</p> <p>تمام اطلاعاتِ نویسندهگان در راستای فعالیتهای مجله مورد کاربرد قرار میگیرد و هیچ استفادۀ دیگری از اطلاعات صورت نمیگیرد و نزد مجله، محفوظ میماند.</p>پوهنتون/ دانشگاه غالبfa-IRفصلنامۀ علمی - پژوهشی غالب2788-4155نقش همکاریهای منطقهیی در تقویت ثبات سیاسی و اقتصادی افغانستان (۲۰۲۱-۲۰۲۵)
https://ghalibqjournal.com/index.php/ghalibqjournal/article/view/414
<p><strong>زمینه و هدف:</strong> افغانستان در طول چند دهۀ گذشته از نظر سیاسی و اقتصادی با ناامنی و ناپایداری همراه بوده است؛ ازاینرو، نیازمند همکاریهای منطقهیی برای دستیابی به ثبات سیاسی و اقتصادی میباشد. هدف از انجام تحقیق حاضر، پاسخگویی به این پرسش بوده است که همکاریهای منطقهیی چهگونه میتوانند به تقویت ثبات سیاسی و اقتصادی افغانستان کمک کنند؟</p> <p><strong>روش: </strong>این تحقیق از نظر هدف، کاربردی بوده، که با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی با تمرکز بر منابع کتابخانهیی انجام شده است.</p> <p><strong>یافتهها:</strong> یافتههای تحقیق نشان میدهد که همکاریهای اقتصادی و امنیتی میان کشورهای منطقه، بهویژه در زمینههای تجارت، سرمایهگذاری و مبارزه با تروریزم، میتوانند به تقویت ثبات سیاسی و اقتصادی در افغانستان کمک کنند.</p> <p><strong>نتیجهگیری:</strong> بهطور کلی، همکاریهای منطقهیی نقش مهمی در تقویت ثبات سیاسی و اقتصادی افغانستان ایفا میکنند. تقویت این همکاریها میتواند به ایجاد یک محیط امن و پایدار در افغانستان و منطقه کمک نموده و به توسعۀ پایدار و رشد اقتصادی منجر شود.</p>عبدالرحمن کریمیمحمد محمدی
حق نشر 2026 عبدالرحمن کریمی،محمد محمدی
https://creativecommons.org/licenses/by/4.0
2026-01-212026-01-2114418721110.58342/ghalibqj.V.14.I.4.8نقش قربانی در فرایند محاکمات دیوان کیفری بینالمللی
https://ghalibqjournal.com/index.php/ghalibqjournal/article/view/405
<p><strong>زمینه و هدف</strong><strong>:</strong> مطالعات قربانیشناسی برای نخستینبار جایگاه قربانیها را در دادرسیهای کیفری بینالمللی مطرح کرد. با تأسیس دیوان کیفری بینالمللی، حقوق و نقش قربانیها در رسیدهگی به جنایات بزرگ بینالمللی گسترش یافت. این پژوهش با هدف تبیین جایگاه حقوقی و هنجاری قربانی در فرایند دادرسی دیوان و تحلیل اهمیت اساسنامۀ رُم انجام شده است.</p> <p><strong>روش:</strong> پژوهش حاضر به روش توصیفی– تحلیلی و بر پایۀ دادههای کتابخانهیی و تحلیل اسنادی انجام گرفته است.</p> <p><strong>یافتهها</strong><strong>:</strong> نتایج نشان میدهد قربانیان میتوانند در مراحل گوناگون فرایند کیفری، از آغاز تعقیب تا صدور حکم، نقشهای فعّالی چون پیشنهاد تعقیب، همکاری در گردآوری شواهد، حضور از طریق نمایندة قانونی و ارائۀ نظر در روند دادرسی ایفا کنند. </p> <p><strong>نتیجهگیری</strong><strong>:</strong> اساسنامۀ رُم با رسمیتبخشی به نقشهای قربانیان، دگرگونی چشمگیری در عدالت کیفری بینالمللی ایجاد کرده و قربانی را بهعنوان یکی از ارکان فرایند دادرسی به رسمیت شناخته است.</p>حبیبالله دوستیسید حبیبالله عاقلی
حق نشر 2025 حبیبالله دوستی،سید حبیبالله عاقلی
https://creativecommons.org/licenses/by/4.0
2026-01-212026-01-2114412110.58342/ghalib.V.14.I.4.1تحلیلِ نقش انگیزه در اثباتِ قصد خاص در جرم نسلکشی
https://ghalibqjournal.com/index.php/ghalibqjournal/article/view/379
<p><strong>زمینه و هدف:</strong> جرم نسلکشی بهعنوان یکی از شدیدترین جنایات بینالمللی، مستلزم احراز قصد خاص مبنی بر نابودی کلی یا جزئی یک گروه ملّی، قومی، نژادی یا مذهبی است؛ عنصری که اثبات آن در عمل با دشواریهای جدی همراه است. یکی از چالشهای اساسی در این زمینه، جایگاه و کارکرد انگیزههای اعلامی یا مستنبط مرتکبان در فرایند استنباط قصد خاص است. این پژوهش با تمرکز بر وضعیت غزه پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، در پی تحلیل نقش انگیزه در اثبات قصد خاص در جرم نسلکشی است.</p> <p><strong>روش:</strong> پژوهش حاضر با بهرهگیری از روش دکترینال در حقوق کیفری بینالمللی و همزمان با تحلیل محتوای کیفی گزارشهای رسمی نهادهای وابسته به سازمان ملل متحد، ازجمله گزارشگران ویژه و اسناد ارائهشده به دیوان بینالمللی دادگستری، در قالب یک مطالعة موردی انجام شده است. دادههای مورد استفاده، به دلیل برخورداری از استانداردهای بالای مستندسازی و بیطرفی نسبی، امکان تحلیل دقیقتر عنصر ذهنی جرم نسلکشی را فراهم میسازند.</p> <p><strong>یافتهها:</strong> یافتههای پژوهش نشان میدهد که انگیزه، بهعنوان یک قرینۀ اثباتی، میتواند در چارچوب تحلیل عنصر روانی و بهویژه قصد خاص مورد توجه قرار گیرد. بررسی الگوی رفتاری، اظهارات رسمی مقامات، و استمرار اعمال خشونتآمیز علیه جمعیت غیرنظامی در غزه حاکی از آن است که انگیزههای مستنبط از این رفتارها، در کنار سایر ادله، ظرفیت تقویت استنباط قصد خاص نسلکشی را دارند.</p> <p><strong>نتیجهگیری:</strong> نتایج تحقیق بیانگر آن است که بهرهگیری روشمند و محتاطانه از انگیزه بهعنوان یک اماره قضایی، ضمن حفظ تمایز مفهومی آن از قصد خاص، میتواند خلأهای موجود در مسیر اثبات جرم نسلکشی در رویۀ قضایی بینالمللی را تا حد قابلتوجهی جبران کند و به توسعه تحلیلهای قضایی در این حوزه یاری رساند.</p>خواجه معراجالدین نایل
حق نشر 2026 خواجه معراجالدین نایل
https://creativecommons.org/licenses/by/4.0
2026-01-212026-01-21144234810.58342/ghalibqj.V.14.I.4.2بررسی مبانی، ضوابط و کارکردهای فقه افتراضی در مذهب حنفی
https://ghalibqjournal.com/index.php/ghalibqjournal/article/view/408
<p><strong>زمینه و هدف:</strong> فقه اسلامی در مواجهه با تحولات شتابان اجتماعی، پزشکی، اقتصادی و فنّاورانه، نیازمند سازوکارهایی برای پاسخگویی روشمند به مسائل نوپدید است، که فقه افتراضی (تقدیری) در مذهب حنفی از مهمترین آنها بهشمار میرود. این رویکرد با تکیه بر فرضسازی عقلانی در چارچوب اصول شرعی، امکان استنباط احکام پیش از وقوع مسائل را فراهم میسازد؛ ازاینرو، مقالۀ حاضر با هدف بررسی مبانی اصولی، تبیین ضوابط و تحلیل کارکردهای فقه افتراضی حنفی در پاسخگویی به مسائل مستحدثه سامان یافته است.</p> <p><strong>روش: </strong>روش تحقیق این مطالعه، توصیفی- تحلیلی با تکیه بر منابع کتابخانهیی بوده است.</p> <p><strong>یافتهها:</strong> یافتههای پژوهش نشان میدهد که فقه افتراضی در مذهب حنفی، با تکیه بر قیاس، استحسان و مقاصد شریعت، دارای ضوابطی روشمند و عقلانی است و نهتنها با فقه واقع تعارضی ندارد، بلکه مکمل آن در پویایی فقه بهشمار میرود. این رویکرد با تقویت ملکۀ اجتهاد، آمادهگی فقهی در برابر نوازل نوپدید و ظرفیت انطباق فقه اسلامی با تحولات زمانه را افزایش میدهد.</p> <p><strong>نتیجهگیری:</strong> فقه افتراضی حنفی، بهمثابۀ پُلی میان نصوص شرعی و واقعیتهای متغیر، جایگاهی مهم در پویایی و آیندهنگری فقه اسلامی دارد. احیای آگاهانۀ این ظرفیت، از طریق بازتولید مبانی نظری، التزام به ضوابط شرعی و توسعۀ کاربستهای معاصر آن، میتواند نقش مؤثری در ارتقای فقه معاصر و پاسخگویی نظاممند به چالشهای نوین ایفا کند.</p>عبدالناصر امینی
حق نشر 2026 عبدالناصر امینی
https://creativecommons.org/licenses/by/4.0
2026-01-212026-01-21144497910.58342/ghalibqj.V.14.I.4.3تحول منطقهیی در آسیای غربی؛ گامی نو در مسیر همگرایی منطقهیی
https://ghalibqjournal.com/index.php/ghalibqjournal/article/view/406
<p><strong>زمینه و هدف:</strong> ازسرگیری اخیر گفتوگوهای سیاسی میان ایران و عربستان سعودی نشاندهندۀ تغییری معنادار در روابط سنتاً پرتنش میان قدرتهای عمدۀ خاورمیانه است؛ و بازتابدهندۀ روندی گستردهتر در سطح منطقه بهسوی همکاری و تعامل عملگرایانه بهشمار میرود. این تحول همزمان با بازاندیشی در جهتگیریهای سیاست خارجیِ بازیگران کلیدی منطقه رخ داده است. در این چارچوب، پژوهش حاضر کوشیده تحول رویکردهای سیاست خارجی در ایران، عربستان سعودی و ترکیه را بررسی کند و پویاییهای نوظهورِ همگرایی میان دولتهای رقیب در آسیای غربی را تحلیل نماید.</p> <p><strong>روش: </strong>این پژوهش با رویکرد کیفی و بهشیوۀ توصیفی– تحلیلی انجام شده است. در آن، رفتار و عملکرد بازیگران منطقهیی در پرتو دگرگونی گفتمانهای سیاست خارجی تحلیل میشود. دادههای پژوهش از منابع معتبر فارسی و انگلیسی گردآوری شده و با بهرهگیری از تحلیل مفهومی، چارچوبی تحلیلی برای فهم فرایندهای گفتوگو و تصمیمگیری ارائه میگردد، که از طریق آن رهبران سیاسی در پی تحقق همگرایی در سیاست خارجیاند.</p> <p><strong>یافتهها:</strong> یافتهها نشان میدهد که همگرایی میان دولتهای رقیب را میتوان از دو بُعد موقعیتی و فرایندمحور فهم کرد. همگرایی بهمنزلۀ هدفی راهبردی پدیدار میشود که در آن دولتها میکوشند بر پایۀ اهداف سیاسی مشترک و هماهنگی کارکردی، اجماعی دیپلُماتیکِ نوین بنا نهند. تحلیلها حاکی از آن است که دگرگونی در گفتمان سیاست خارجی، بازارزیابی منافع ملّی و شناسایی چالشهای مشترک منطقهیی، نقشی محوری در تسهیل این فرایند ایفا میکند.</p> <p><strong>نتیجهگیری:</strong> پژوهش نتیجه میگیرد که دولتهای رقیب هنگامی بیشتر به اتخاذ مواضع همگرا در سیاست خارجی گرایش مییابند که بیثباتی منطقهیی و فقدان پیشرفت جمعی را بهمثابۀ تهدیدهایی مشترک ادراک کنند؛ امری که آنان را به اولویتدادن به کاهش تنش، بازتعریف منافع راهبردی و تعهد به اصول همکاری سوق میدهد. چنین همگرایییی به تقویت ثبات منطقهیی کمک میکند و زمینهساز تعاملات متقابلِ سودمند میان بازیگران عمدۀ آسیای غربی میشود.</p>حمید حکیمعلی محمد خلیلیسعید غلامی
حق نشر 2026 حمید حکیم،علی محمد خلیلی،سعید غلامی
https://creativecommons.org/licenses/by/4.0
2026-01-212026-01-211448110410.58342/ghalibqj.V.14.I.4.4نبرد روایتها در شرق میانه؛ بررسی نقش رسانهها در جنگ ۱۲روزۀ ایران و اسرائیل
https://ghalibqjournal.com/index.php/ghalibqjournal/article/view/384
<p><strong>زمینه و هدف:</strong> در جنگ ۱۲ روزۀ ایران و اسرائیل، در کنار درگیری فیزیکی نظامیِ طرفین، نقش رسانهها نیز پُررنگ بود. در جریان این جنگ، رسانههای مختلف روایتهای متفاوت و گاه متعارض از آن ارائه کرده، منازعۀ گفتمانیِ گستردهیی را رقم زدند. رویکردهای متعارض رسانهیی منجر به ایجاد این پرسش گردید که رسانهها چهگونه و با چه ابزار زبانی و گفتمانی به بازنمایی این منازعه پرداختند و چرا موضعگیریهای متفاوت ازسوی رسانههای مختلف اتخاذ گردید؟ و هدف پژوهش حاضر پاسخگویی به این پرسشها بوده است.</p> <p><strong>روش: </strong>پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و براساس تحلیل گفتمان انتقادی، نحوة بازنمایی این منازعه را در رسانههای ایران، اسرائیل و برخی رسانههای بینالمللی واکاوی کرده است. در پرتو چارچوب نظری پژوهش و با تلفیق مدلهای تحلیلی نورمن فرکلاف و تیونفاندایک گفتمانهای غالب ماورای متون، تکنیکهای زبانی و روایتسازی رسانهیی در پوشش اخبار این جنگ در شش گزارش مربوط به فاصلة زمانی آغاز و پایان جنگ بررسی شد که در رسانههای ملّی و بینالمللی منتخب نشر شده بودند.</p> <p><strong>یافتهها:</strong> نتایج این تحقیق نشان میدهد که هر رسانه با بهرهگیری از زبان ایدئولوژیک، چارچوببندی تقابلی، برجستهسازی و بزرگنمایی، دوگانهسازی خود و دیگری و حذف گزینشی اطلاعات، این منازعه را در راستای حفظ منافع ملّی و منطهیی طرفین جنگ و شکلدهی افکار عمومی جهانی به سود یکی از طرفهای درگیری بازنمایی کردهاند.</p> <p><strong>نتیجهگیری:</strong> در این جنگ، رسانهها تنها بهعنوان ابزارهای سادۀ اطلاعرسانی صرف عمل نکردند، بل بهعنوان کُنِشگران فعّال و مؤثر در مشروعیتبخشی به اقدامات طرفین جنگ و هدایت افکار عمومی جهانی به ایفای نقش پرداختند.</p>محمدامین رسالتسیدطاهر عرفانی
حق نشر 2026 محمدامین رسالت،سیدطاهر عرفانی
https://creativecommons.org/licenses/by/4.0
2026-01-212026-01-2114410513510.58342/ghalibqj.V.14.I.4.5بررسی تطبیقی احکام میراث در اسلام، یهودیت و مسیحیت
https://ghalibqjournal.com/index.php/ghalibqjournal/article/view/426
<p><strong>زمینه و هدف:</strong> احکام میراث در ادیان ابراهیمی افزون بر ساماندهی انتقال دارایی پس از مرگ، بازتابی از ساختار خانواده، نظام مسؤولیت مالی و ارزشهای اجتماعی هر دین است. هدف این پژوهش، بررسی تطبیقی احکام میراث در اسلام (با تأکید بر فقه حنفی)، یهودیت و مسیحیت و تبیین شباهتها و تفاوتهای بنیادین آنها در حوزة سهمبندی، حمایت از اعضای خانواده و سازوکارهای حلّ تزاحم سهام بوده است.</p> <p><strong>روش:</strong> پژوهش حاضر با روش مطالعۀ کتابخانهیی و تحلیل اسنادی انجام شده و دادهها از متون اصلی (قرآن کریم، متن تورات و منابع منتخب مسیحی) و آثار فقهی و حقوقی معتبر گردآوری و بهصورت توصیفی ـ تحلیلی مقایسه شده است.</p> <p><strong>یافتهها:</strong> یافتهها نشان میدهد که در اسلام، با تعیین سهام ثابت و روشن برای وارثان و محدودکردن وصیت به یکسوم (ثلث) ترکه، چارچوبی منظم برای حفظ حقوق ورثه و کاهش منازعات خانوادهگی فراهم میشود. در فقه حنفی، قواعدی چون «عَول» (در تزاحم سهام) و «رَد» (بازگشت مازاد در نبود عَصَبه) نقش مهمی در تکمیل نظام محاسباتی فرایض دارد و میتواند در نبود وارث عَصَبه، سهمگیری اصحاب فروض ـ از جمله زنان ـ را تقویت کند. در یهودیت، اولویتگذاری بر انتقال دارایی در خط پدری و تقدم پسران در الگوی کلاسیک برجسته است، هرچند سازوکارهایی مانند کتوباه و تعهدات مالی خانواده، کارکرد حمایتی برای زنان و دختران دارد. در مسیحیت، نظام سهمبندی دینیِ الزامآور برای میراث مادی کمتر مشاهده میشود، تعیین تکلیف ترکه عمومًا به وصیتنامهها و قوانین مدنی واگذار میگردد؛ در حالی که در سطح الهیاتی بر «ارث معنوی» تأکید میشود.</p> <p><strong>نتیجهگیری:</strong> نتیجۀ مطالعه بیانگر آن است که نظام میراث اسلامی_ بهویژه در چارچوب فقه حنفی_ به سبب شفافیت سهمها، نظم محاسباتی و سازوکارهای محدودکنندة تعارض، نشان میدهد که از منظر ساختاری از جامعیت و کارآمدی بیشتری برخوردار است؛ درعین حال، در سنتهای یهودی و مسیحی، تحولات حقوقی و ابزارهای مدنی نقشی تعیینکننده در نزدیکسازی قواعد میراث به نیازهای اجتماعی معاصر ایفا میکند. </p>عزیزالله حفیظ
حق نشر 2026 عزیزالله حفیظ
https://creativecommons.org/licenses/by/4.0
2026-01-212026-01-2114413715610.58342/ghalibqj.V.14.I.4.6دیپلُماسی اقتصادی در افغانستان معاصر: تحلیل فرصتها و چالشها
https://ghalibqjournal.com/index.php/ghalibqjournal/article/view/427
<p><strong>زمینه و هدف:</strong> دیپلُماسی اقتصادی بهعنوان یکی از مؤثرترین ابزارهای سیاست خارجی، نقش بنیادین در پیونددهی اقتصاد ملّی با ساختارهای اقتصادی منطقهیی و جهانی دارد. قرارگرفتن افغانستان در چهارراه ژئواستراتیژیک آسیای مرکزی، جنوب آسیا و خاورمیانه، که این کشور را از موقعیت ژئواکونومیک کمنظیری برخوردار میکند و درصورت مدیریت هدفمند، میتواند به یک مزیت رقابتی پایدار تبدیل گردد، و کما اینکه در این مسیر با مشکلات و چالشهایی نیز مواجه خواهد بود؛ هدف این پژوهش، بررسی فرصتها و چالشهای پیش روی دیپلُماسی اقتصادی افغانستان بوده است؛ برایناساس، پرسش اصلی تحقیق چنین مطرح شده است: دیپلماسی اقتصادی افغانستان در مسیر بهرهگیری از فرصتهای ژئواکونومیک و منطقهیی با چه چالشهایی مواجه است؟</p> <p><strong>روش:</strong> روش پژوهش، توصیفی– تحلیلی است و دادهها از طریق منابع کتابخانهیی، اسنادی و تحلیل محتوای مطالعات رسمی گردآوری شده است.</p> <p><strong>یافتهها:</strong> یافتههای تحقیق نشان میدهد افغانستان بهعنوان «گلوگاه ژئواکونومیک منطقه» قادر است از رقابت قدرتهای منطقهیی بهویژه چین، روسیه، ایران، پاکستان و هند فرصتسازی نماید. پروژههای کلیدی همچون (کانال قوشتیپه، بندر چابهار، پروژة تاپی، پروژة کاسا 1000، پروژة راه لاجورد و پروژة یک کمربند، یک جاده) ظرفیت ایجاد درآمد پایدار، کاهش وابستهگی اقتصادی، ارتقای امنیت غذایی، توسعة اشتغال و تثبیت نقش افغانستان در معماری اقتصادی منطقه را دارا میباشند؛ باوجوداین، مجموعهیی از چالشهای ساختاری از جمله: عدم بهرسمیتشناختهشدن بینالمللی دولت، تحریمهای اقتصادی و مالی، وابستهگی به تجارت غیررسمی، تنشهای منطقه دربارة منابع آبی، چالشهای داخلی در اجرای پروژهها، وابستهگی به بازیگران خارجی و ضعف در جذب سرمایهگذاری خصوصی بینالمللی در حوزة دیپلُماسی اقتصادی مانع تحقق ظرفیتها خواهند شد.</p> <p><strong>نتیجهگیری:</strong> افغانستان در صورت تدوین یک استراتیژی جامع دیپلُماسیِ اقتصادی، انجام اصلاحات نهادی، مدیریت علمی پروژههای منطقهیی و تنوعبخشی به همکاریهای اقتصادی میتواند جایگاه خود را در نظم اقتصادی منطقهیی ارتقا داده و بهسوی «کنشگری فعّال و مؤثر اقتصادی» حرکت کند.</p>محمدطاهر تنزهایفضل احمد احمدینعمتالله پیمان
حق نشر 2026 محمدطاهر تنزهای،فضل احمد احمدی،نعمتالله پیمان
https://creativecommons.org/licenses/by/4.0
2026-01-212026-01-2114415718510.58342/ghalibqj.V.14.I.4.7